<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات راهبردی ارتباطات</title>
    <link>https://rcc.soore.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات راهبردی ارتباطات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 15 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 15 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازتاب طلاق در روزنامه‌های کیهان، وطن امروز، اعتماد و شرق در سال 1402: الزامات و راهبردهای مدیریت محتوایی مطبوعات</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_726450.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بررسی میزان بازتاب طلاق در کیهان، وطن امروز، اعتماد و شرق در بازه زمانی یک ساله 1402 انجام شده است. این مطالعه با روش نمونه‌گیری تمام‌شمار و تکنیک تحلیل محتوای کمی با ابزار پرسشنامه معکوس انجام شده است. پشتیبانی نظری را مسئولیت اجتماعی، برجسته‌سازی و دروازه‌بانی خبری شکل داده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، بیشترین اخبار به طلاق در کیهان کار شده است. از بین اخبار، 32 .3 درصد کیهان، 57.1 درصد اعتماد، 66.7 درصد وطن امروز، 66.7 درصد بدون تیتر در شرق ارائه شده است. اعتماد بیشترین اخبار تیتر دوم را منتشر کرده است. انواع طلاق در کیهان با مقدار 2 خبر معادل 6.5 درصد طلاق توافقی و 29 درصد بدون اشاره به نوع طلاق در وطن امروز و اعتماد و شرق نیز بدون نوع طلاق اشاره شده است. در میان طرح دلایل طلاق در جراید بررسی شده، در کیهان بیماری جسمی و روحی با 9.7 درصد و مشکلات اقتصادی و دیدگاه تفاوت‌سنجی با 6.5 درصد و فضای مجازی یا مسائل مربوط به آن 19.4 درصد ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در سازمان‌های خبری ایران: ظرفیت‌ها، چالش‌ها و راهبردهای توسعه</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731538.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، پیشرفت‌های هوش مصنوعی در الگوریتم‌های یادگیری ماشین و ابزارهای مولد محتوا، صنعت رسانه‌های خبری را دگرگون کرده و بر تولید، مدیریت و توزیع محتوا تأثیر گذاشته است. این تحولات علاوه بر ارتقای سرعت و کیفیت اطلاع‌رسانی، تعامل با مخاطبان را نیز متحول ساخته‌اند. پرسش اصلی این است که این فناوری چه ظرفیت‌ها و محدودیت‌هایی برای سازمان‌های خبری ایجاد می‌کند و چه راهبردهایی می‌تواند استفاده مسئولانه و اثربخش از آن را تضمین کنداین پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و نخبگان حوزه هوش مصنوعی و رسانه گردآوری شد. معیار انتخاب نخبگان ، داشتن حداقل پنج سال سابقه تدریس در حوزه هوش مصنوعی و رسانه، و معیار انتخاب خبرگان حرفه‌ای، حداقل پنج سال تجربه عملی در این حوزه بوده است. داده‌های گردآوری‌شده با بهره‌گیری از کدگذاری سه‌مرحله‌ای کینگ (1998) تحلیل شدند و نمونه‌گیری به شیوه هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت.یافته‌ها نشان می‌دهد هوش مصنوعی با بهبود کیفیت محتوا و بهره‌وری، فرصت‌هایی همچون تولید خودکار، کاهش هزینه و زمان و شخصی‌سازی تجربه کاربری ایجاد می‌کند. در کنار این مزایا، تهدیدهایی چون سوگیری الگوریتمی، اخبار جعلی و مسائل اخلاقی نیز مطرح است. راهبردهای اثربخش در این حوزه باید بر کاربست فناورانه، تحول نهادی، توانمندسازی نیروی انسانی و تنظیم‌گری استوار باشد. این نتایج نشان می‌دهد که تلفیق خلاقیت انسانی با توانایی‌های هوش مصنوعی می‌تواند هم اعتمادپذیری و کیفیت محتوا را ارتقا دهد و هم آینده‌ای پایدارتر برای رسانه‌های خبری ترسیم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت مقاصد گردشگری با رویکردی راهبردی بر ابعاد نوین رسانه ای</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731625.html</link>
      <description>هدف این مقاله این است تا فرصت‌های نوین در صنعت گردشگری بر اساس رسانه مورد شناسایی و البته بررسی قرار گیرد. این تحقیق با روش کیفی و با هدف کاربردی انجام گردیده است. در این مقاله متون بدست آمده از پژوهش‌های‌ گذشته داخلی و خارجی و ادبیات نوین پژوهشی در خصوص گردشگری، ارتباطات و رسانه مورد بررسی قرار گرفت. لذا بر همین اساس سعی شد تا با استفاده از روش تحلیل مضمون داده های بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بر اساس یافته های بدست آمده، 4 مضمون ساختاری (فرصت های نوین اقتصادی، فرصت‌های نوین محتوایی، فرصت‌های نوین دسترسی و فرصت های نوین تجربه) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که افزایش و سهولت دسترسی گردشگران به شبکه های مجازی و برنامه‌های خاص موجب تغییر دیدگاه مخاطب (یا گردشگر) می‌شود. به نظر می‌‌رسد امروزه ترکیب گردشگری، فیلم و فضای مجازی منجر به تغییر رفتار مخاطبان در گردشگری شده و تصویرسازی های اثربخش رسانه ای از فرهنگ یا تاریخ و طبیعت مقصد نیز منجر به افزایش کارایی در جذب گردشگران بالقوه می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی رسانه‌ای تعاملی برای ارتقای رهبری اخلاقی در سازمان‌های مردم‌نهاد ورزشی با الهام از نظریه گفتگومحور هابرماس</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731805.html</link>
      <description>در عصر ارتباطات تعاملی، نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری سبک‌های نوین رهبری بیش از پیش برجسته شده است، به‌ویژه در سازمان‌های مردم‌نهاد ورزشی که با اهداف غیرانتفاعی و مشارکتی فعالیت می‌کنند. این پژوهش باهدف طراحی الگویی مفهومی برای ارتقای رهبری اخلاقی در بستر رسانه‌های تعاملی، با الهام از نظریه گفت‌وگومحور هابرماس، انجام‌شده است. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر روش تحلیل مضمون بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ نفر از خبرگان حوزه‌های مدیریت ورزشی، ارتباطات، اخلاق کاربردی و فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی ۴۶ کد اولیه، ۱۴ مضمون سازمان‌دهنده و ۵ مضمون فراگیر شد. مضامین فراگیر شامل: پیش‌زمینه‌های اخلاقی رهبری، رسانه‌های تعاملی به‌مثابه بستر کنش اخلاقی، اصول ارتباطی مبتنی بر نظریه هابرماس، چالش‌ها و موانع تحقق رهبری اخلاقی و راهبردهای پیشنهادی برای اصلاح و ارتقا بودند. مدل مفهومی پژوهش، به‌صورت تعاملی و غیرخطی طراحی‌شده و نشان می‌دهد که تحقق رهبری اخلاقی، حاصل کنش متقابل میان ارزش‌های درونی رهبران، بستر رسانه‌ای شفاف و مشارکت محور، الگوی گفت‌وگویی عقلانی و غلبه بر چالش‌های ارتباطی است. این پژوهش تأکید دارد که سازمان‌های مردم‌نهاد برای دستیابی به رهبری اخلاقی مؤثر، نیازمند تربیت رسانه‌ای، نهادینه‌سازی منشورهای اخلاقی ارتباطی و بهره‌گیری از رسانه‌های تعاملی بر پایه گفت‌وگو و اعتماد هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل حکایت‌سازی منابع انسانی شرکت‌های ورزشی دانش‌بنیان در رسانه ملی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_729177.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، طراحی مدل حکایت‌سازی منابع انسانی در شرکت‌های ورزشی دانش‌بنیان با تمرکز بر نقش رسانه ملی در بازنمایی سرمایه انسانی سازمان‌هاست. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه نظریه‌پردازی داده‌بنیاد (مدل سیستماتیک اشتراوس و کوربین) انجام‌شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 19 نفر از خبرگان مدیریت منابع انسانی، ارتباطات رسانه‌ای و مدیران شرکت‌های ورزشی جمع‌آوری و با روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای تحلیل گردید. روایی و پایایی ابزار به تأیید رسید. یافته‌ها نشان داد پدیده مرکزی این مطالعه، حکایت‌سازی منابع انسانی در سازمان و بازنمایی آن در رسانه است که تحت تأثیر سه دسته از شرایط علّی شامل ضعف ارتباطات درون‌سازمانی، گسست ساختاری با رسانه و نبود نظام انگیزشی شکل می‌گیرد. در کنار آن، شرایط زمینه‌ای مانند فرهنگ‌سازمانی غیرروایت‌محور و ضعف ساختار ارتباطات رسانه‌ای در سازمان و همچنین شرایط مداخله‌گر نظیر سیاست‌های بالادستی، ویژگی‌های فردی کارکنان و ظرفیت رسانه ملی، نقش تنظیم‌کننده یا تسهیل‌کننده دارند. در بخش راهبردها، چهار محور اصلی شامل طراحی ساختار رسانه‌ای درون‌سازمانی، ارتباط ساختاریافته با رسانه ملی، توانمندسازی کارکنان و تولید محتوای هدفمند برای روایت‌های انسانی استخراج شد. درنهایت، پیامدهای مدل در دو سطح درون‌سازمانی (تقویت سرمایه انسانی و هویت‌سازمانی) و بیرونی (افزایش مشروعیت رسانه‌ای و اجتماعی شرکت‌ها) تبیین گردید. این مدل می‌تواند به‌عنوان چارچوبی نظری و کاربردی در ارتقاء سیاست‌های ارتباطی و رسانه‌ای شرکت‌های ورزشی مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ارتباط بین سواد رسانه‌ای و الگوی مصرف رسانه در میان گروه‌های مرجع (مورد مطالعه: استان گلستان)</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_729178.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی رابطه بین سطح سواد رسانه‌ای و الگوهای مصرف رسانه‌ای در میان گروه‌های مرجع استان گلستان می‌پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر نظریه سواد رسانه‌ای جیمز پاتر و نظریه استفاده و رضامندی استوار است. روش پژوهش پیمایشی بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ای استاندارد گردآوری شده‌اند. جامعه آماری شامل ۱۲۷۸ نفر از چهار گروه مرجع شامل اساتید دانشگاه، معلمان، مدیران دستگاه‌های دولتی و فعالان فرهنگی و هنری بوده که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب انتخاب شده‌اند. نتایج نشان داد بین سطح سواد رسانه‌ای و الگوی مصرف رسانه‌ای رابطه معناداری وجود دارد. افراد با سواد رسانه‌ای بالاتر، گرایش بیشتری به استفاده از رسانه‌های مکتوب و دیجیتال مانند کتاب، روزنامه و اینترنت دارند و در مقابل، کمتر از تلویزیون داخلی استفاده می‌کنند. در میان گروه‌ها، اساتید دانشگاه بالاترین میزان سواد رسانه‌ای و تنوع مصرف رسانه‌ای را داشته‌اند، درحالی‌که مدیران کمترین میزان را نشان داده‌اند. سواد رسانه‌ای بر اساس سه بُعد &amp;amp;laquo;مهارت‌های دسترسی/استفاده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;درک انتقادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توانایی‌های ارتباطی&amp;amp;raquo; سنجیده شد. درک انتقادی بیشترین همبستگی را با مصرف رسانه‌های تحلیلی و مکتوب داشته و توانایی‌های ارتباطی با مصرف اینترنت و شبکه‌های اجتماعی رابطه بیشتری نشان داد. در مقابل، مصرف تلویزیون با تمامی ابعاد سواد رسانه‌ای همبستگی منفی داشت. این نتایج نشان می‌دهد که آموزش و ارتقای سواد رسانه‌ای در میان گروه‌های مرجع نه‌تنها بر رفتار مصرفی آن‌ها تأثیر دارد، بلکه می‌تواند در جهت‌دهی فرهنگی و آگاهی رسانه‌ای جامعه نیز نقش مؤثری ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای از سواد رسانه‌ای، آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای و ارائه الگوی تربیت رسانه‌ای بومی &amp;rlm;دانش‌آموزان تهران</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_729179.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، ابتدا مقایسه و درک مفاهیم &amp;amp;laquo;سواد رسانه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آموزش رسانه‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تربیت رسانه‌ای&amp;amp;raquo; و سپس ارائه الگوی تربیت رسانه&amp;amp;shy;ای بومی دانش‌آموزان تهران است. پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکردی کیفی مبتنی بر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد با تأکید بر رویکرد کلاسیک گلیسر انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۳ نفر از خبرگان چهار حوزه کلیدی(رسانه، آموزش‌وپرورش، دانشگاه و نهادهای فرهنگی) بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای تضمین روایی ابزار گردآوری، از اعتبارسنجی نظری و نظرات متخصصان بهره گرفته شد و پایایی داده‌ها با ضریب کاپای کوهن 0.64 تأیید گردید. نتایج حاکی از آن بوده که مدل تربیت رسانه‌ای مبتنی بر 3 محور کلان است: 1- آموزش، شامل &amp;amp;rlm;آموزش در چهار سطح؛ دانش‌آموز، خانواده، معلمان و عمومی 2- نظارت، شامل نظارت در سطوح خانواده، &amp;amp;rlm;جامعه و مدارس3- فرهنگ‌سازی شامل فرهنگ&amp;amp;shy;سازی در سطوح؛ خانواده جامعه و مدارس است. در مفاهیم &amp;amp;rlm;سواد رسانه و آموزش رسانه و تربیت رسانه تنها بعد آموزش آن مورد تأکید است و ابعاد دیگر &amp;amp;rlm;مغفول مانده &amp;amp;rlm;است، که در این پژوهش ابعاد فرهنگ‌سازی و نظارت شناسایی شد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی خلقیات ایرانیان در تلگرام: تحلیلی بر موانع فرهنگی توسعه اقتصادی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_729304.html</link>
      <description>این مقاله با هدف تحلیل موانع فرهنگی توسعه اقتصادی، به بررسی بازنمایی &amp;amp;laquo;خلقیات ایرانیان&amp;amp;raquo; در کانال‌های تلگرامی می‌پردازد. &amp;amp;nbsp;پژوهش با اتکا به نظریه بازنمایی استوارت هال و با روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به واکاوی محتوایی ۲۰۰ پست برگزیده از هشت کانال سرگرمی پرمخاطب (با بیش از ۵۰۰ هزار عضو) می‌پردازد که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. فرضیه اصلی این است که این رسانه‌ها با برجسته‌سازی و طبیعی‌سازی خلقیات منفی، به بازتولید گفتمان ضد توسعه کمک می‌کنند. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که بازنمایی طنزآمیز این کانال‌ها، بیش از آنکه بر خصایص مثبت متمرکز باشد، به طبیعی‌سازی ویژگی‌هایی همچون بی‌اعتمادی نهادی، رانت‌جویی، قانون‌گریزی و کنش‌های غیرمولد می‌پردازد. همچنین نتایج همسو با فرضیه نشان می‌دهد که تمرکز اصلی محتوای این کانال‌ها بر برجسته‌سازی و بازنمایی خلقیاتی قرار دارد که با منطق کنش توسعه اقتصادی در تضاد است، این در حالی است که خلقیات مثبتی مانند همکاری و مسئولیت‌پذیری کمتر در مرکزیت بازنمایی این کانال&amp;amp;shy;ها قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای قرآنی تناسب در ارتباطات کلامی و غیرکلامی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_729482.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی راهبردهای تناسب در ارتباطات قرآنی انجام شده است. قرآن کریم به‌عنوان منبعی الهی و ارزشمند، اصول و الگوهای کاربردی برای ایجاد ارتباطات مؤثر، پایدار و اخلاق‌محور ارائه می‌دهد. در این تحقیق، با روش تحلیلی-توصیفی و با بهره‌گیری از منابع قرآنی و تفسیری، مفاهیم تناسب در ارتباطات کلامی و غیرکلامی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن در مواردی حکم به رعایت تناسب‌های خاص کرده و همچنین تناسب‌ها را در گفتار، رفتار به عنوان عوامل کلیدی در انتقال بهینه پیام و بهبود ارتباطات انسانی بیان کرده است. قرآن کریم در نگاه کلی تناسب‌های: باورها، نگرش‌ها، فطرت انسانی، ایمان و فرهنگ در مخاطب را موردتوجه قرار داده است و این اصول را در تعامل با خداوند، پیامبران، انسان‌ها و حتی دشمنان مانند شیطان به‌وضوح بیان می‌کند. همچنین، نقش تناسب در مواجهه با گناهان، تقویت روابط خانوادگی، و مدیریت ارتباطات میان‌فرهنگی به‌عنوان بخش‌های مهمی از این راهبردها معرفی شده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش راهبرد نشر اخبار جعلی در موبایل ژورنالیسم</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_730130.html</link>
      <description>امروزه فضای رسانه‌ای دیجیتالی، پراکنده و به‌طور فزاینده‌ای مشخص شده است، امروزه شهروندانِ عصر اطلاعات،&amp;amp;nbsp; دسترسی راحت به اخبار به‌روز شده، در هر مکان و در هر زمان را توسط روزنامه‌نگاری دیجیتال و موبایلی تجربه می‌کنند و همین سهولت دسترسی و سرعت انتشار اخبار، سبب جذب مخاطبین و گرایش روزافزون کاربران به سمت اخبار آنلاین شده است. با پیشرفت فناوری و گسترش استفاده از تلفن همراه و دستگاه‌های هوشمند، مفهوم رسانه‌های جدید و فعالیت‌های رسانه‌ای نوین نیز به وجود آمده است. یکی از این فعالیت‌ها، موبایل ژورنالیسم یا همان گزارشگری با استفاده از تلفن همراه است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش موبایل ژورنالیسم بر انتشار اخبار جعلی در روزنامه‌نگاری موبایلی انجام شده است. &#13;
پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع اکتشافی است. این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، اساتید حوزه رسانه و ارتباطات و مخاطبین واقعی موبایل ژورنالیسم است، که 14 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت.&#13;
پس از تحلیل مضمون از 14 مصاحبه صورت گرفته، 7 مضمون سازمان‌یافته و 20 مضمون پایه شناسایی شد. مضامین سازمان‌دهنده شامل: انتشار اخبار جعلی، صحت بالای خبر در روزنامه‌نگاری سنتی، دشواری داشتن روایت اول، ایجاد استانداردهای جدید سنجش اخبار، نقش‌آفرینی در آشوب‌ و بحران‌ها، ازدیاد روایت‌های خبری و عامل انتشار اخبار جعلی در بحران‌های اجتماعی بود. همچنین زیر سؤال رفتن صحت و درستی خبر، انتشار اخبار توسط اکانت‌های شخصی، انتشار سریع اخبار بدون صحت سنجی، دسترسی کم به منابع اصلی عدم نظارت بر افراد غیرحرفه‌ای از نمونه‌های مضامین پایه بودند.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رسانه‌های اجتماعی بر شکل‌دهی افکار عمومی در ارتباطات سیاسی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731487.html</link>
      <description>امروزه رسانه‌های اجتماعی یکی از مؤثرترین ابزارها در شکل‌دهی افکار عمومی در حوزه ارتباطات سیاسی هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش این رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی در شرایط بحرانی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد مطالعه موردی تطبیقی انجام شد. داده‌ها از منابع ثانویه شامل مقالات علمی، گزارش‌های تحلیلی و مستندات میدانی گردآوری و تحلیل مضمون شدند. برای درک عمیق‌تر پدیده، سه مطالعه‌ موردی در سه جامعه متفاوت بررسی شد: استفاده نمایندگان پارلمان اروپا از توییتر برای بیان دیدگاه‌های فراتر از خطوط حزبی، نقش رسانه‌های اجتماعی در سازمان‌دهی و تداوم جنبش اعتراضی اشغال وال‌استریت و تحلیل بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی در کمپین‌های انتخاباتی و بسیج سیاسی در کشورهای جنوب شرق آسیا. یافته‌ها نشان داد رسانه‌های اجتماعی در جوامع مختلف و به اقتضای شرایط، با ایجاد امکان کنشگری بی‌واسطه، عبور از محدودیت‌های رسانه‌ای رسمی و بهره‌گیری از سازوکارهای الگوریتمی، نقش دوگانه‌ای ایفا می‌کنند: ابزار هدایت روایت‌های سیاسی و نیز بستری برای بسیج سیاسی مردمی هستند. تحلیل انتقادی و سیاست‌گذاری آگاهانه در حوزه رسانه‌های اجتماعی، برای حفظ سلامت گفتمان سیاسی در جوامع دموکراتیک ضروری است. با در نظر گرفتن این ملاحظات، نتایج این مطالعه نه برای تعمیم‌دهی آماری، بلکه برای ارائه بینش‌های کیفی از نقش رسانه‌های اجتماعی در بسترهای سیاسی-اجتماعی متفاوت تولید شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی چالش‌های حقوق رقابت در سینمای ایران</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731569.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&#13;
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل راهبردی چالش‌های حقوق رقابت در صنعت سینمای ایران و ارائه راهکارهای عملی برای رفع آن‌ها انجام شد. روش پژوهش، کیفی و از نوع کاربردی-توسعه‌ای است. داده‌های موردنیاز از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ نفر از صاحب‌نظران و فعالان صنعت سینما گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون و در چارچوب مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد.&#13;
یافته‌ها منجر به شناسایی ۲۷ مضمون پایه، ۹ مضمون سازمان‌دهنده و ۴ مضمون فراگیر شد. چالش‌های اصلی در چهار حوزه کلی دسته‌بندی شدند: ۱- چالش‌های حقوقی و قانون‌گذاری (شامل خلأهای تقنینی و پراکندگی مقررات)، ۲- چالش‌های نهادی و اجرایی (شامل ناکارآمدی شورای رقابت و فقدان نهاد تنظیم‌گر مستقل)، ۳- انحصار و ساختارهای ضد رقابتی در بازار (شامل انحصار دولتی، شبکه‌های مافیای خصوصی و توافقات ضد رقابتی) و ۴- چالش‌های فرهنگی و دانشی (شامل ضعف آگاهی سینماگران از حقوق رقابت). این چالش‌ها چرخه معیوب و خودتقویت‌کننده‌ای را تشکیل می‌دهند که رقابت‌پذیری و سلامت صنعت سینما را به‌شدت تضعیف می‌کند.&#13;
نتیجه‌گیری کلی حاکی از آن است که حل مسائل حقوق رقابت در سینمای ایران، مستلزم تحولی بنیادین و اصلاح هم‌زمان در سطوح تقنینی، نهادی، ساختاری و فرهنگی است. تدوین قانون جامع رقابت برای صنایع فرهنگی، ایجاد نهاد تنظیم‌گر مستقل و تخصصی، شکستن انحصارهای ساختاری و اجرای برنامه‌های گسترده آگاهی‌بخشی، ازجمله پیشنهاد‌های کلیدی این پژوهش برای خروج از بن‌بست موجود است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل رابطه بین اعتماد جوانان به رسانه های جمعی و استفاده از آن: پژوهشی درمیان جوانان نیشابوری</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_731958.html</link>
      <description>در این پژوهش به تحلیل رابطه بین میزان استفاده و اعتماد به شبکه‌های ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی، منوتو و سیمای جمهوری اسلامی ایران پرداخته شد. جامعه آماری عبارت از جوانان نیشابوری است که 384 نفر آز آنها با استفاده از روش سهمیه‌ای، انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده‌ها با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه و تجزیه‌وتحلیل آن نیز با روش‌های آماری صورت گرفت. روایی پرسش‌نامه به روش اعتبار صوری و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. یافته‌ها نشان می‌دهد ازنظر میزان استفاده، سیمای جمهوری اسلامی با میانگین 20/2 در بالاترین رتبه و پس از آن به ترتیب شبکه ایران اینترنشنال با میانگین 08/2، بی‌بی‌سی فارسی با میانگین 84/1 و منوتو با میانگین 72/1 در رتبه‌های بعدی قرار دارد. از نظر میزان اعتماد شبکه ایران اینترنشنال با میانگین 24/3 در بالاترین رتبه و پس از آن به ترتیب بی‌بی‌سی فارسی با میانگین 95/2، منوتوبا میانگین 43/2 و سیمای جمهوری اسلامی ایران با میانگین 14/2 قرار دارد. آزمون فرضیه‌های تحقیق حاکی از تفاوت معنادار بین میزان اعتماد جوانان نیشابوری به اخبار شبکه‌های موردمطالعه بود. همچنین این یافته‌ها گویای وجود همبستگی مستقیم بین میزان استفاده و اعتماد به اخبار در مورد تمامی شبکه‌ها به جز بی‌بی‌سی فارسی بود. این نتایج حاکی از آن است که رابطه بین میزان استفاده و اعتماد به رسانه‌ها پیچیده و چندعاملی است. روشن است در این زمینه تجربه مکرر و مواجهه مستقیم با اخبار بیش از هر عاملی در شکل‌گیری یا تقویت اعتماد به رسانه‌ها اثرگذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی اقناع رسانه‌ای در بحران‌های اجتماعی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_734931.html</link>
      <description>کارآمدی رسانه‌ها در مدیریت بحران، بیش از هر چیز وابسته به توان اقناع مخاطب است؛ توانی که در عصر شبکه‌های اجتماعی و تکثر روایت‌ها با چالش‌های جدی مواجه شده است. این پژوهش با رویکردی آینده‌پژوهانه و مبتنی بر تحلیل اقناعی، در پی طراحی الگویی بومی برای مواجهه رسانه‌های ایرانی با بحران‌های اجتماعی است تا زمینه بازسازی سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و ارتقای کارکرد اقناعی رسانه‌ها را فراهم آورد. مطالعه حاضر به روش کیفی و با بهره‌گیری از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و اجرای سه‌مرحله‌ای روش دلفی انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و بر اساس اشباع نظری صورت گرفت و ۳۵ نفر از مدیران رسانه، اساتید علوم ارتباطات، کارشناسان بحران و متخصصان آینده‌پژوهی مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس نتایج تحلیل مضمون، گذار از اقناع دستوری و هیجانی به سمت اقناع شناختی، تعاملی و روایت‌محور ضروری است. همچنین، تقویت شفافیت، مشارکت‌پذیری مخاطب، انسجام اطلاعاتی و اعتبارسازی رسانه‌ای، پیش‌شرط موفقیت رسانه‌ها در مواجهه با بحران‌های پیچیده آینده خواهد بود. این پژوهش نهایتاً الگویی آینده‌نگر برای ارتقای کارکرد اقناعی رسانه‌ها ارائه می‌کند که قابلیت بومی‌سازی در سیاست‌گذاری رسانه‌ای کشور را داراست</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر آستانه‌ای مدت‌زمان استفاده و نقش اعتیاد به اینستاگرام بر شادکامی دانشجویان مجتمع آموزش عالی گناباد</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_732116.html</link>
      <description>هدف این پژوهش شناخت نقش مدت‌زمان استفاده و اعتیاد به اینستاگرام بر شادکامی دانشجویان مجتمع آموزش عالی گناباد است. این مطالعه از نظر رویکرد، کمی و از نظر روش، پیمایشی و از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه شادکامی آکسفورد و نسخه فارسی ۱۵ سوالی مقیاس اعتیاد به اینستاگرام گردآوری شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مجتمع آموزش عالی گناباد در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 بود که از میان آن‌ها 150 نفر با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها، مدل رگرسیون آستانه‌ای اجرا شد و آزمون دیویس جهت بررسی معناداری تغییر شیب به کار رفت. نتایج نشان داد مدت‌زمان استفاده از اینستاگرام دارای اثر آستانه‌ای بر شادکامی است؛ به‌گونه‌ای که استفاده روزانه تا حدود 1.84 ساعت با افزایش شادکامی همراه بود، اما مصرف بیش از این سطح، کاهش معناداری در شادکامی ایجاد کرد. همچنین، اعتیاد به اینستاگرام رابطه منفی و معناداری با شادکامی داشت، در حالی که وضعیت تأهل اثر مثبت و جنسیت تأثیر معناداری نداشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که مصرف کنترل‌شده شبکه‌های اجتماعی می‌تواند اثرات مثبتی بر سلامت روان داشته باشد، اما استفاده افراطی و اعتیادگونه پیامدهای منفی برجای می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی توسعه سرمایه اجتماعی درون‌سازمانی مبتنی بر بهبود ساختارهای ارتباطی در وزارت ورزش و جوانان</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_732226.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، طراحی الگوی توسعه سرمایه اجتماعی درون‌سازمانی مبتنی بر بهبود ساختارهای ارتباطی در وزارت ورزش و جوانان بود. تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انتخاب شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اساتید مدیریت منابع انسانی، مدیریت ورزشی و مدیریت دولتی متخصص در زمینه موضوع پژوهش باسابقه انجام حداقل دو پژوهش در این زمینه، مدیران وزارت ورزش و جوانان و کارکنان نخبه باسابقه بیش از 10 سال و تحصیلات دکتری تشکیل می‌دهند (20 نفر). روش نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری بود. ابزار پژوهش شامل مصاحبه اکتشافی (نیمه ساختارمند) بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته‌ها از روش پیشنهادی اترید-استرلینگ (2001) استفاده شد. 61 مضمون پایه و 4 مضمون فراگیر عوامل سازمانی، منابع انسانی، مدیریتی و زیرساخت‌ها ازجمله فاکتورهای الگوی توسعه سرمایه اجتماعی درون‌سازمانی مبتنی بر بهبود ساختارهای ارتباطی در وزارت ورزش و جوانان می‌باشد. در ادامه، مدل پژوهش ترسیم گردید..</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی &amp;laquo;تیترزنیِ زرد&amp;raquo; در بازنُمایی اخبار جنایی از منظر جرم‌شناسی خبرساز</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_733008.html</link>
      <description>مسألۀ اصلی پژوهش حاضر که با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با روش مطالعه کتابخانه‌ای انجام شده، آسیب‌شناسی تیترزنی زرد، از منظر ‌آموزه‌های جرم‌شناسی خبرساز و مطالعه انتقادی عملکرد نظام رسانه‌ای از حیث استفاده از این سازوکار در بازنُمایی اخبار جنایی است. پرسش‌‌ها عبارتند از اینکه؛ 1- از منظر جرم‌شناسی خبرساز، تیترزنی زرد در بازنمایی اخبار جنایی در نظام رسانه‌ای و خبررسانی، واجد چه آسیب‌هایی است؟ 2- مفهوم و مبانی جرم‌شناسی خبرساز چیست و مولفه‌های مورد تأکید آن در نحوه بازنمایی اخبار جنایی کدامند؟ و 3- عملکرد برخی رسانه‌‌های فعال در نظام رسانه‌ای ایران از منظر اقدام به تیترزنی زرد به‌ویژه در بازنمایی اخبار جنایی، با چه نقدهایی روبه‌روست؟ یافته‌ها حاکی است از منظر جرم‌شناسی خبرساز، رویکرد برخی رسانه‌ها در ایران در بازنُمایی اخبار جنایی، لزوماً علمی نیست و موجب افزایش آگاهی‌ِ تحلیلی و تجربی نسبت به پدیده‌های مجرمانه در میان افکار عمومی نمی‌شود. دستاورد تحقیق، آن است که با درک تیترزنی زرد به مثابه آفت نظام رسانه‌ای و اسلوبی غیر حرفه‌ای در خبررسانی و بر اساس آموزه جرم‌شناسی خبرساز، ضروری است نظام رسانه‌ا‌یِ ایران، رویکردهای خِردبنیاد و تحلیل‌گرانه را مبنای انعکاس اخبارِ رویدادهای جنایی قرار دهد. تصویب و اجرای قوانین کارآمد در زمینه نظارت بیشتر بر عملکرد رسانه‌ها در انعکاس رویدادهای جنایی نیز اقدامی لازم و مفید است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش عصب‌شناختی از تأثیر رسانه‌ها بر سبک زندگی و روابط خانوادگی: فراتحلیل سه پژوهش تجربی</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_733255.html</link>
      <description>چکیدهرسانه‌ها در دهه‌های اخیر به یکی از مؤثرترین عوامل در تغییر رفتار، هیجان و سبک زندگی انسان تبدیل شده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیلی و میان‌رشته‌ای، به بررسی سازوکارهای عصبی مؤثر در شکل‌گیری وابستگی و اعتیاد رسانه‌ای می‌پردازد و نقش سه میانجی عصبی اصلی - دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین- را در تعامل با محرک‌های رسانه‌ای تحلیل می‌کند. مبنای نظری پژوهش بر تعامل دوسویه‌ سیستم عصبی مرکزی و تجربه‌ رسانه‌ای است و از یافته‌های سه مطالعه‌ تجربی نگارنده و همکاران بهره می‌گیرد.نتایج نشان می‌دهد که مسیر دوپامینی به‌عنوان محور پاداش و انگیزش، لذت آنی حاصل از مصرف رسانه‌ای را تقویت کرده و چرخه‌ای از پیش‌بینی و تکرار پاداش ایجاد می‌کند؛ سازوکاری که با مدل &amp;amp;laquo;چرخه‌ خشنودی رسانه‌ای&amp;amp;raquo; مونتاگ و همکاران (2019) هم‌خوان است. در مقابل، کاهش سطح سروتونین در اثر بمباران اطلاعاتی موجب تضعیف تعادل هیجانی و افزایش تحریک‌پذیری می‌شود. نوراپی‌نفرین نیز با افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک، واکنش‌های استرس‌زا را در مواجهه با پیام‌های هیجانی تشدید می‌کند. در نتیجه، مصرف رسانه‌ها حالتی از &amp;amp;laquo;شبه‌واقعیت هیجانی&amp;amp;raquo; ایجاد می‌کند که در آن فرد میان برانگیختگی شدید و فقدان رضایت پایدار در نوسان است.در سطح رفتاری و اجتماعی، یافته‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌ها از سه مسیر عمده تغییر سبک زندگی و اوقات فراغت، تضعیف روابط خانوادگی، و تحریک فیزیولوژیک بر مخاطبان اثر می‌گذارند. با این حال، مداخلاتی چون تعامل واقعی، فعالیت بدنی و آموزش سواد عصبی- رسانه‌ای می‌تواند اثرات منفی این چرخه را کاهش دهد.پژوهش حاضر با تلفیق دیدگاه‌های علوم اعصاب شناختی، روان‌شناسی و ارتباطات، الگویی از پیوند زیستی- فرهنگی در تأثیر رسانه‌ها ارائه می‌کند و افق تازه‌ای برای تحلیل عصب-رسانه‌ای در مطالعات میان‌رشته‌ای می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلاء‌ها و چالش‌های حقوق مخاطب در سینمای ایران</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_733256.html</link>
      <description>سینما یکی از تأثیرگذارترین نهادهای فرهنگی در شکل‌دهی به تجربه زیسته مخاطبان است. این هنر-صنعت با قابلیت بی‌نظیر خود در تأثیرگذاری بر مخاطبان، توانسته است به یکی از ارکان مهم ارتباط جمعی در جوامع مدرن تبدیل شود. این پژوهش کیفی با هدف تبیین چالش‌های حقوق مخاطب در سینمای ایران و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته 21 نفر از صاحبنظران و فعالان حوزه سینما انجام شده است. داده‌ها با روش تحلیل مضمون و بر اساس مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد که منجر به استخراج ۳۱ مضمون پایه، ۹ مضمون سازمان‌دهنده و ۳ مضمون فراگیر گردید. یافته‌ها نشان داد چالش‌های حقوق مخاطب در سینمای ایران نظامی چندلایه دارد که در سه سطح قابل دسته‌بندی است: در سطح کلان، تعارض پارادایمی بین نگاه &amp;amp;laquo;حفاظتی&amp;amp;raquo; و نگاه &amp;amp;laquo;حق‌محور&amp;amp;raquo; به مخاطب وجود دارد. در سطح میانی، نقصان‌های کارکردی برای مشارکت و شکایت مخاطبان به چشم می‌خورد. در سطح خروجی، این چالش‌ها به محرومیت عینی مخاطب از حقوق خود منجر شده است. بر این اساس، راهکارهای پیشنهادی در سه سطح ارائه شده است: در سطح کلان، بازتعریف مبانی نظری و تدوین قانون جامع؛ در سطح میانی، راه‌اندازی سامانه شکایات و استقرار نظام رده‌بندی سنی؛ و در سطح خروجی، ارتقای استانداردهای فیزیکی و شفافیت در تبلیغات.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در طراحی الگوی راهبردی اقتصاد پلتفرمی (مورد مطالعه: تجارت پلتفرمی دو کشور ایران و روسیه)</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_733593.html</link>
      <description>هدف پژوهش، طراحی الگویی راهبردی مبتنی بر هوش مصنوعی جهت بهبود کارکرد پلتفرم‌های تجاری، ارتقای رقابت‌پذیری منطقه‌ای، و تسهیل تعاملات اقتصادی دوجانبه ایران و روسیه است. این هدف با در نظرگرفتن نیازهای نوین بازار، چالش‌های پیش‌روی اقتصاد دیجیتال، و اقتضائات بومی هر دو کشور دنبال شده است.این پژوهش با روش آمیخته و رویکردی ترکیبی (کیفی و کمی) به بررسی موضوع پرداخته است. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 12 نفر از خبرگان و در بخش کمی شامل 221 نفر از مدیران و متخصصان مشغول به کار و فعال در اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی در ایران و روسیه می باشند.در بخش کیفی با استفاده از روش نظریه گرندد تئوری مولفه های اصلی پیاده‌سازی پلتفرم شناسایی و الگوی پارادایمی پژوهش طراحی گردید و در بخش کمی با استفاده از تحلیل آماری معادلات ساختاری روابط علی میان مولفه های مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و الگوی ارائه شده اعتبارسنجی شد.نتایج نشان می‌دهد مدیریت تجربه کاربران و تحلیل رفتاری آن‌ها به کمک الگوریتم‌های پیشرفته هوش مصنوعی، نه تنها چالش‌های ناشی از تغییرات سریع بازار و انتظارات مشتریان را کاهش می‌دهد، بلکه نقش مهمی در تدوین سیاست‌ها و اصلاح قوانین ایفا می‌کند. از سوی دیگر، محدودیت‌هایی نظیر نبود مرجعیت قانونی مستقل و معتبر و نقص در قوانین حفظ حریم خصوصی و کپی رایت شرایطی ایجاد کرده‌اند که بر شیوه توسعه پلتفرم‌های تجاری تأثیر مستقیم دارد و ضرورت سیاست‌گذاری متناسب با واقعیت‌های بومی را پررنگ‌تر می‌کند. نوآوری‌هایی چون قیمت‌گذاری پویا بر پایه یادگیری ماشین و بهره‌گیری از استراتژی‌های رقابتی و حمایتی مبتنی بر داده، افزایش جذب کاربران، تقویت جایگاه برند و رشد اقتصادی پایدار را به دنبال دارند. در مجموع، ارزیابی و اولویت‌بندی معیارهای کلیدی، تدوین نقشه راه راهبردی و کنترل هوشمند موانع، بستری مطمئن برای ارتقاء کارایی عملیاتی و توسعه اقتصاد پلتفرمی رقابتی میان ایران و روسیه فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی راهبردهای ارتباطات بحران بر اعتماد ذینفعان با تأکید بر فناوری‌های نوین</title>
      <link>https://rcc.soore.ac.ir/article_735547.html</link>
      <description>زمینه و هدف: راهبردهای ارتباطات بحران با تأکید بر فناوری‌های نوین ارتباطی نقش کلیدی در ارتقای اثربخشی ارتباطی و اعتماد ذینفعان در مدیریت بحران سازمان‌های ایران ایفا می‌کنند. این تحقیق به ارزیابی تأثیر راهبردهای ارتباطات بحران بر اعتماد ورضایت ذینفعان می‌پردازد.روش: تحقیق توصیفی- پیمایشی با رویکرد کمی و هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد مدیریت بحران در هلال احمر، فراجا، اورژانس، بهداشت و بخش های مرتبط با فناوری اطلاعات کلان شهرها (N نامعلوم؛ تخمین &amp;amp;gt; 2000 نفر) بود. با روش نمونه‌گیری هدفمند در دسترس، 121 پرسشنامه الکترونیکی از حجم محاسبه‌شده کوکران(n=384) جمع‌آوری شد. پرسشنامه 55 گویه‌ای بومی‌سازی‌شده از مطالعات معتبر( CR &amp;amp;gt; 0.7، AVE &amp;amp;gt; 0.5) با مدل‌سازی معادلات ساختاری PLS-SEM ( SmartPLS4؛ SRMR=0.018) تحلیل گردید.یافته‌ها: راهبردهای ارتباطات بحران تأثیر مثبت و معناداری بر اثربخشی ارتباطی داشته و فناوری‌های نوین نیز این اثربخشی را تقویت می‌کنند که در نهایت اعتماد ذینفعان را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد. راهبردهای ارتباطات بحران شامل اقدامات پیشگیرانه، واکنشی و ترمیمی بیشترین تأثیر را بر اثربخشی ارتباطی نشان داد. فناوری‌هایی چون شبکه‌های اجتماعی، اطلاع‌رسانی بلادرنگ، داده‌کاوی و هوش مصنوعی سرعت، دقت و شفافیت ارتباطات را بهبود می بخشند. اثربخشی ارتباطی پیش‌بینی‌کننده اصلی اعتماد است؛ مسیر مستقیم فناوری بر اعتماد معنادار نبود اما اثربخشی ارتباطی نقش میانجی‌گری مثبتی ایفا می‌نماید.نتیجه‌گیری: ترکیب راهبردهای ارتباطات بحران و فناوری‌های نوین، مؤثرترین راهکار برای افزایش اثربخشی و ایجاد اعتماد پایدار در میان ذینفعان است که امکان واکنش‌های سریع‌تر، دقیق‌تر و هماهنگ‌تر را فراهم می‌آورد. سازمان‌ها باید پلتفرم‌های هوش مصنوعی بومی راه اندازی، آموزش مداوم نیروی انسانی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و چالش‌های مقاومت مدیران سنتی، محدودیت بودجه، کمبود تخصص فنی، امنیت داده‌ها، یکپارچه‌سازی و حریم خصوصی را مدیریت نمایند؛ این پژوهش مبنایی نوین برای سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های آینده در مدیریت بحران را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
