نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
این پژوهش به واکاوی فرآیند «روایتگری رسانهای» از تحولات ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ میپردازد. مسئله اصلی این تحقیق، واکاوی ماهیت و سازوکار بازنمایی ایران در رسانههای تحلیلی مهم ایالات متحده در دوران پساجنگ است. هدف این مطالعه، تبیین این پرسش است که آیا رسانههای جریان اصلی غرب، از طریق قاببندی موقعیت ژئواکونومیک ایران، روایتِ گذار از «قدرت منطقهای» به «قدرت ژئواستراتژیک جهانی» را ترویج میکنند یا خیر. این پژوهش با استفاده از روش کیفی فراتحلیل انجام شده است و هفت رسانه مهم آمریکا (,New York Times, Economist, Times, Financial Times Wall Street Journal, Foreign Affairs, Foreign Policy ) را در بازه زمانی ۱تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مورد مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که در مجموع حدود ۷۱ درصد از محتوای این رسانهها در خصوص ایرانِ پساجنگ به مؤلفههای «ارتقای جایگاه بینالمللی» و حدود ۲۹ درصد به مؤلفههای «تنزل جایگاه بینالمللی» اختصاص یافته است. تحلیل محتوای فراتحلیل انجام شده بر روی رسانههای منتخب، نشاندهنده یک دوگانگی ساختاری در بازنمایی ایرانِ پساجنگ است. دادهها نشان میدهند که فضای رسانهای غرب برخلاف یک دوقطبی ساده (تایید یا رد)، درگیر یک کشمکش روایی میان دو قاب متضاد است. در حالی که روایت غالب بر «ارتقای جایگاه» متمرکز است، یک جریان روایت معکوس نیز با تمرکز بر مؤلفههای تضعیف قدرت، در میان تحلیلگران وجود دارد.این پژوهش به واکاوی فرآیند «روایتگری رسانهای» از تحولات ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ میپردازد. مسئله اصلی این تحقیق، واکاوی ماهیت و سازوکار بازنمایی ایران در رسانههای تحلیلی مهم ایالات متحده در دوران پساجنگ است. هدف این مطالعه، تبیین این پرسش است که آیا رسانههای جریان اصلی غرب، از طریق قاببندی موقعیت ژئواکونومیک ایران، روایتِ گذار از «قدرت منطقهای» به «قدرت ژئواستراتژیک جهانی» را ترویج میکنند یا خیر. این پژوهش با استفاده از روش کیفی فراتحلیل انجام شده است و هفت رسانه مهم آمریکا (,New York Times, Economist, Times, Financial Times Wall Street Journal, Foreign Affairs, Foreign Policy ) را در بازه زمانی ۱تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مورد مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که در مجموع حدود ۷۱ درصد از محتوای این رسانهها در خصوص ایرانِ پساجنگ به مؤلفههای «ارتقای جایگاه بینالمللی» و حدود ۲۹ درصد به مؤلفههای «تنزل جایگاه بینالمللی» اختصاص یافته است. تحلیل محتوای فراتحلیل انجام شده بر روی رسانههای منتخب، نشاندهنده یک دوگانگی ساختاری در بازنمایی ایرانِ پساجنگ است. دادهها نشان میدهند که فضای رسانهای غرب برخلاف یک دوقطبی ساده (تایید یا رد)، درگیر یک کشمکش روایی میان دو قاب متضاد است. در حالی که روایت غالب بر «ارتقای جایگاه» متمرکز است، یک جریان روایت معکوس نیز با تمرکز بر مؤلفههای تضعیف قدرت، در میان تحلیلگران وجود دارد.
کلیدواژهها English